تبليغاتX
برای تو ای نازنینم خواهم ماند
از هر دری سخنی

ســـخت تریــن سؤال جـــهان 
 پس دقت كنيد
 
 
کدام دانش آموز خسته و خواب آلود به نظر میرسد؟

کدامشان دوقلو می باشند؟

چند تا زن در عکس دیده میشود ؟

چند نفرشان خوشحال هستند؟

چند نفرشان ناراحت می باشند؟
.
.
.
.
.

.
.

.
.

.
.

.
.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/12/21ساعت 11:47  توسط افسانه  | 

گفت: لاتقنطوا من رحمة الله

.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

 

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!

گفت: فاذکرونی اذکرکم

.:: منو یاد کنید تا یاد

شما باشم (بقره/152) ::.

  خدا،طبیعت،درخت،زیبا،زیبائی،جنگل،سبزی،انسان،محبت،عشق،عاشقانه،زمین،جاده،انسان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا

.:: تو چه می‌دانی! شاید

موعدش نزدیک باشد (احزاب/63) ::.

 

 

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک،

خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟

گفت: واتبع ما یوحی الیک

واصبر حتی یحکم الله

.:: کاراهایی که به تو گفتم

انجام بده و صبر کن

تا خدا خودش حکم کند (یونس/109) ::.

  خدا،طبیعت،درخت،زیبا،زیبائی،جنگل،سبزی،انسان،محبت،عشق،عاشقانه،زمین،جاده،انسان

 

گفتم:

خیلی خونسردی!

تو خدایی

و صبور!

 

من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم

کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!

گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم

.:: شاید چیزی که تو دوست داری،

به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

 

 

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...

اصلا چطور دلت میاد؟

گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم

.:: خدا نسبت به همه‌ی

مردم - نسبت به همه -

مهربان است (بقره/143) ::.

  زندگی،انسان،کودک،مادر،دوست،دوستی،محبت،عشق،نوزاد،تولد،زیبا،زیبائی،دوستان،صفا

 

گفتم:

دلم گرفته

 

گفت:

بفضل الله

و برحمته فبذلک فلیفرحوا

.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!)

باید به فضل و رحمت

خدا شاد باشند (یونس/58) ::.

 

 

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفت: ان الله یحب المتوکلین

.:: خدا آنهایی را که توکل می‌کنند

دوست دارد (آل عمران/159) ::.

 

گفتم: خیلی چاکریم!

ولی این بار، انگار گفتی:

حواست را خوب جمع کن!

یادت باشد که ... 

 

زندگی،انسان،کودک،مادر،دوست،دوستی،محبت،عشق،نوزاد،تولد،زیبا،زیبائی،دوستان،صفا

گفت: و من الناس

من یعبد الله

علی حرف

فان اصابه خیر اطمأن

به و ان اصابته فتنة انقلب

علی وجهه خسر الدنیا و الآخره

.:: بعضی از مردم خدا را فقط به زبان

عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد،

امن و آرامش پیدا می‌کنند

و اگر بلایی سرشان بیاید

تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند.

خودشان تو

دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/11) ::

 

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛

گفت: فانی قریب

.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.خدا،طبیعت،درخت،زیبا،زیبائی،جنگل،سبزی،انسان،محبت،عشق،عاشقانه،زمین،جاده،انسان

 

 

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛

من دورم...

کاش می‌شد به تو نزدیک

بشوم

گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا

و خیفة و دون الجهر من

القول بالغدو و الأصال

.:: هر صبح و عصر، پروردگارت

رو پیش خودت،

با خوف و تضرع، و با

صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

  فکر ، افکار ، قدرت ، سازنده ، ویرانگر ، فرزند ، هوشمند ، هوش ، کنترل ، زندگی ، موفقیت ،  کامیابی ،  بزرگ ،

 

گفتم: این هم توفیق

می‌خواهد!

گفت: ألا تحبون ان

یغفرالله لکم

.:: دوست ندارید خدا شما

را ببخشد؟! (نور/۲۲) ::.

 

 

گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

.:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد

و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

  زندگی،انسان،کودک،مادر،دوست،دوستی،محبت،عشق،نوزاد،تولد،زیبا،زیبائی،دوستان،صفا

 

گفتم: با این همه گناه...

آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟

گفت: الم یعلموا ان الله

هو یقبل التوبة عن عباده

.:: مگر نمی‌دانید خداست که توبه را

از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/۱۰۴) ::.


 

گفتم : ...

گفت : ...

+ نوشته شده در  شنبه 1389/12/07ساعت 16:33  توسط افسانه  | 

در اينجا معني نام كشورهاي جهان  و زباني كه ريشه اين نام در اصل از آن گرفته شده را مي توانيد ملاحظه بفرمائيد:
1.        آرژانتين :سرزمين نقره(اسپانيايي)
 
2.        آفريقاي جنوبي :سرزمين بدون سرما(آفتابي) جنوبي(لاتين،يوناني)
 
3.        آفريقاي مركزي:سرزمين بدون سرما(آفتابي) مركزي(لاتين،يوناني )
 
4.        آلباني :سرزمين كوهنشينان
 
5.        آلمان :سرزمين همه مردان يا قوم ژرمن(فرانسوي � ژرمني)
6.        آنگولا :از واژه نگولا كه لقب فرمانروايان محلي بود
 
7.        اتريش : شاهنشاهي شرق (ژرمني)
 
8.        اتيوپي : سرزمين چهره سوختگان (يوناني)
 
9.        ازبكستان : سرزمين خودسالارها (سغدي-تركي-فارسي/ دري)
 
10.    اسپانيا : سرزمين خرگوش كوهي (فنيقي)
11.    استراليا : سرزمين جنوبي (از لاتين)
 
12.    استوني : راه شرقي (ژرمني)A
 
13.    اسرائيل : جنگيده با خدا (عبري)
 
14.    اسكاتلند :سرزمين اسكات ها{در لاتين قوم گائل را گويند}(لاتين)
 
15.    افغانستان :سرزمين قوم افغان( فارسي)
 
16.    اكوادور :خط استوا (اسپانيايي(
 
17.    الجزاير :جزيره ها(عربي)
 
18.    السالوادور :رهايي بخش مقدس(اسپانيايي)
 
19.    امارات متحده عربي :شاهزاده نشين هاي يكپارچه عربي(عربي)
 
20.    اندونزي :مجمع الجزاير هند(فرانسوي)
21.    انگليس :سرزمين پير استعمار(ژرمني)
 
22.    اوروگوئه :شرقي
 
23.    اوكراين :منطقه مرزي(اسلاوي)
 
24.    ايالات متحده امريكا :از نام آمريگو وسپوچي دريانورد ايتاليايي
 
25.    ايتاليا : شايد به معني ايزد گوساله (يوناني)
 
26.    ايران : سرزمين آريايي‌ها٬ برگرفته از واژهٔ �آريا� بمعني نجيب و شريف
 
27.    ايرلند : سرزمين قوم اير(انگليسي)
 
28.    ايسلند : سرزمين يخ (ايسلندي)
29.    باهاما : درياي كم عمق يا ريشدارها(اسپانيايي)
 
30.    بحرين : دو دريا (عربي)
 
31.    برزيل : چوب قرمز
32.    بريتانيا : سرزمين نقاشي شدگان(لاتين)
 
33.    بلژيك : سرزمين قوم بلژ (از اقوام سلتي)، واژه بلژ احتمالاً معني زهدان و كيسه ميداده .
 
34.    بليز : يا از نام دزدي دريايي به نام والاس يا از واژه‌اي بومي به معناي آب گل آلود
 
35.    بنگلادش : ملت بنگال (بنگلادشي)
 
36.    بوتان : تبتي تبار
 
37.    بوتسوانا : سرزمين قوم تسوانا
 
38.    بوركينافاسو : سرزمين مردم درستكار (از زبان‌هاي موره �ديولا(
 
39.    بوليوي : از نام سيمون بوليوار مبارز رهايي بخش آمريكاي لاتين
 
40.    پاراگوئه : اين سوي رودخانه
 
41.    پاكستان : سرزمين پاكان(فارسي /دري)
42.    پاناما :جاي پر از ماهي(زبان كوئِوا)
 
43.    پرتغال : بندر قوم گال (از اقوام سلتي) (لاتين)
 
44.    پورتوريكو : بندر ثروتمند (اسپانيايي)
 
45.    تاجيكستان : سرزمين تاجيك ها(فارسي /دري)
46.    تانزانيا :اين نام از هماميزي تانگانيگا(سرزمين درياچه تانگا) + زنگبار است
 
47.    تايلند :سرزمين قوم تاي
 
48.    تركمنستان : سرزمين ترك +ايمان=تركيمان=تركمان= تركمن(سرزمين تورك هايي كه مسلمان شده اند)،مربوط به سده هاي آغازين اسلام
 
49.    تركيه : سرزمين قوي‌ها (تركي با پسوند عربي)
50.    جامائيكا : سرزمين بهاران
 
51.    جيبوتي : شايد به پادري بافته از الياف نخل مي گفتند(زبان آفار)
 
52.    چاد : درياچه ( زبان بورنو)
 
53.    چين :سرزمين مركزي(چيني)
54.    دانمارك : مرز قوم "دان"
 
55.    دومينيكن : كشور دومينيك مقدس (اسپانيايي)
 
56.    روسيه : كشور روشن ها، سپيدان (شايد از ريشه سكايي"راؤش" )
57.    روسيه سفيد (بلاروس ):درخشنده(روس) سفيد(روسي)
 
58.    روماني : سرزمين رومي ها
 
59.    زلاند نو :زلاند جديد(زلاند نام يكي از استان هاي هلند به معناي درياست)
 
60.    ژاپن : سرزمين خورشيد تابان(ژاپني)
 
61.    ساحل عاج :ساحل عاج
 
62.    سريلانكا : جزيره باشكوه (سنسكريت)
 
63.    جزاير سليمان :از نام حضرت سليمان
 
64.    سوئد : سرزمين قوم "سوي"
65.    سوازيلند :سرزمين قوم سوازي
 
66.    سوئيس : سرزمين مرداب
 
67.    سودان : سياهان(عربي)
 
68.    سوريه : سرزمين آشور (سامي)
 
69.    سيرالئون : كوه شير
 
70.    شيلي : پايان خشكي- برف (از زبان بومي آنجا)
71.    صحرا :بيابان(عربي)
 
72.    صربستان :سرزمين قوم صرب(يوگسلاوي: سرزمين اسلاو هاي جنوب)
 
73.    عراق : شايد ازايراك به معناي ايران كوچك(فارسي)
 
74.    عربستان سعودي : سرزمين بيابانگردان در تملك خاندان خوشبخت. واژه عرب به معني گذرنده و بيابانگرد است. سعود يعني خوشبخت .
 
75.    فرانسه : سرزمين قوم فرانك (از اقوام سلتي)
 
76.    فلسطين : يكي از اسامي قديم رود اردن
 
77.    فنلاند :سرزمين قوم "فن"
 
78.    فيليپين :از نام پادشاهي اسپانيايي به نام فيليپ
79.    قرقيزستان : سرزمين چهل قبيله (قرقيزي)
 
80.    قزاقستان : سرزمين كوچگران (قزاقي)
 
81.    قطر :شايد به معناي باراني(عربي)
 
82.    كاستاريكا :ساحل غني(اسپانيايي)
 
83.    كانادا : دهكده (زبان سرخپوستي"ايروكوئي" )
 
84.    كلمبيا :سرزمين كلمب(كريستف كلمب)(اسپانيايي)
 
85.    كنيا : كوه سپيدي (زبان كيكويو)
86.    كويت : دژ كوچك (هندي-عربي)
 
87.    گرجستان :سرزمين كشاورزان(يوناني)
 
88.    لبنان :سفيد(عبري)
 
89.    لهستان : سرزمين قوم "له"
 
90.    ليبريا : سرزمين آزادي
 
91.    مجارستان :سرزمين قوم مجار (مجاري)
 
92.    مراكش مغرب)
 
93.    مصر : شهر - آبادي
 
94.    مقدونيه : سرزمين كوه نشين ها، بلندنشين‌ها (يوناني)
 
95.    مكزيك :اسپانياي جديد(اسپانيايي)
96.    موريتاني : سرزمين قوم مور (لاتين)
 
97.    ميكرونزي :مجمع الجزاير كوچك(فراسوي)
 
98.    نروژ : راه شمال
 
99.    نيجر : سياه (لاتين)
 
100.  نيجريه : سرزمين سياه (لاتين)
 
101.  نيكاراگوئهدرياي نيكارائو (نام مردم آن منطقه) - آگوئه (اسپانيايي)
 
102.  واتيكان : گرفته شده از نام تپه‌اي به نام واتيكان (اتروسكي)
 
103.  ونزوئلا : ونيز كوچك
104.  ويتنام : اقوام "ويت" جنوبي(ويتنامي)
105.  ويلز :بيگانگان(ژرمني)
 
106.  هلند : سرزمين چوب (آلماني)
 
107.  هند :پر آب (فارسي باستان)
 
108.  هندوراس : ژرفناها (اسپانيايي)
 
109.  يمن : خوشبخت
 
110.   يونان : سرزمين قوم "يون
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/10/06ساعت 15:52  توسط افسانه  | 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/10/05ساعت 19:43  توسط افسانه  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/10ساعت 18:4  توسط افسانه  | 

اهل دانشگاهم - سهراب سپهری

cid:1.1520180616@web56201.mail.re3.yahoo.com

اهل دانشگاهم

رشته ام علافی‌ست

جیب‌هایم خالی‌ست

پدری دارم

حسرتش یک شب خواب!

دوستانی همه از دم ناباب

و خدایی که مرا کرده جواب

اهل دانشگاهم

قبله ام استاد است

جانمازم نمره!

خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست

من نمی‌دانم که چرا می‌گویند

مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار

و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست

چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید

باید از مردم دانا ترسید!

باید از قیمت دانش نالید!

وبه آن‌ها فهماند

که من ایجا فهم را فهمیدم

من به گور پدر علم و هنر خندیدم!



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/08/05ساعت 6:28  توسط افسانه  | 

 
چيست در زمزمه‌ي مبهم آب در همهمه ‌ي دلكش برگ در بازي آن ابر سپيد روي اين آبي آرام بلند كه تو را مي‌برد اينگونه به ژرفاي خيال و تو ساعت ها مات و مبهوت به آن مي‌نگري ؟ گفتم : من، مناجات درختان را هنگام سحر ، رقص عطر گل يخ را با باد نفس پاك شقايق را در سينه‌ي كوه ، صحبت چلچله‌ها را با صبح ، نبض پاينده‌ي هستي را در گندم ‌زار گردش رنگ و طراوت را در گونه‌ي گل مي‌شنوم و بدان می نگرم .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/07/29ساعت 0:15  توسط افسانه  | 

 

جوجواکس پارتیتصور کشندهتوالت خنده دار

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/26ساعت 16:41  توسط افسانه  | 

 

اس ام اس سالگرد ازدواج sms-jok.royablog.ir

هی افسانه.... دو سال  گذشت

ای تماشایی ترین مخلوق در روی زمین ! آسمانی میشوم وقتی نگاهت می کنم!

سالگرد ازدواجمون مبارک عزیزم

و

دوستت دارم


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/07/21ساعت 17:56  توسط افسانه  | 

 

وقتي دلم را به او هديه كردم، با خوشحالي پرسيد: سيخي چند؟! .......

 

*

هیچ چیزواقعا خراب نیست ...... حتی ساعتی که از کار افتاده در روز دو بار ساعت را درستنشون میده

 

*

من اگر آنقدر که به یاد تو هستم به یاد خدا بودم آن دنیا نیمی از بهشت به نام من بود !

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/07/20ساعت 17:34  توسط افسانه  | 


 








 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/07/01ساعت 6:37  توسط افسانه  | 

جالبه
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/16ساعت 22:49  توسط افسانه  | 

وقتی خدا زن را آفرید او تا دیر وقت روز ششم کار می کرد
یکی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد : چرا اینهمه زمان
صرف این مخلوق می کنید ؟

:خداوند فرمود
آیا از تمام خصوصیاتی که برای شکل دادنش میخواهم در او بکار
ببرم اطلاع دارید؟

او باید قابل شستشو باشد اما نه از جنس پلاستیک
با بیش از دویست قسمت متحرک با قابلیت جایگزینی
او آنها را باید برای تولید انواع غذاها بکار ببرد
او باید قادر باشد چند کودک را همزمان در بغل بگیرد
و آغوشش را برای التیام بخشیدن به هر چیزی از یک زانوی
زخمی گرفته تا یک قلب شکسته بگشاید
او باید تمام این کارها را با دو دست خود انجام دهد

فرشته تحت تاثیر قرار گرفت
فقط با دو دستش این غیر ممکن است!
و آیا این یک مدل استاندارد است؟
اینهمه کار برای یک روز تا فردا صبر کن و آنوقت او را کامل کن

خدا فرمود:اینکار را نخواهم کرد و خیلی زود این موجود را
که محبوب دلم است کامل خواهم کرد

وقتی که ناخوش است از خودش مراقبت می کند
او می تواند ۱۸ ساعت در روز کار کند

فرشته نزدیکتر آمد وزن را لمس کرد
اما ای خدا او را بسیار لطیف آفریدی

خداوند فرمود : بله او لطیف است اما او را قوی نیز ساخته ام
نمی توانی تصور کنی که چه سختی هایی را می تواند تحمل
کند و بر آن فائق شود

فرشته پرسید: آیا او می تواند فکر کند؟

خداوند پاسخ داد:نه تنها میتواند فکر کند بلکه میتواند استدلال
و بحث کند

فرشته گونه های زن را لمس کرد
خدایا به نظر می رسد این موجود چکه می کند!
شما مسئولیت بسیار زیادی بر دوش او گذاشته ای

خداوند: او چکه نمی کند این اشک است که میبینی

فرشته پرسید: این اشک به چه کار می اید؟

خداوند فرمود
اشکها وسیله او برای بیان غمها و تردیدهایش عشق اش
و تنهایی اش و نیز تحمل رنجها و غرورش است

این گفته فرشته را بسیار تحت تاثیر قرار داد و گفت خدایا
تو نابغه ای تو فکر همه چیز را کرده ای
زن واقعا موجود شگفت انگیزی است

خداوند: آری او واقعا شگفت انگیز است ! زن توانایی هایی دارد که مرد
را شگفت زده میکند او مشکلات را پشت سر می گذارد
و مسئولیت های سنگین را بر دوش می کشد
او شادی عشق و اندیشه را با هم دارد
او می خندد هنگامی که احساسی شبیه فریاد کشیدن دارد
او آواز میخواند وقتی احساسی شبیه گریه کردن دارد
گریه می کند وقتی که خوشحال است و می خندد وقتی که
ترسیده است
او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه میکند و علیه بی عدالتی می ایستد
وقتی که راه حل بهتری بیابد برای جواب دادن از کلمه "نه"
اسفاده نمی کند او خودش را وقف پیشرفت خانواده اش میکند
او دوست پریشان حالش را نزد پزشک می برد
عشق او مطلق و بدون قید و شرط است
وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می کند و از اینکه
دوستانش روزگار خوشی دارند خوشحال می شود
او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود
وقتی دوستان و نزدیکانش فوت می کنند دلش می شکند
ولی او برای فائق آمدت بر زندگی نیرو می گیرد
او میداند که یک بوسه و یک آغوش میتواند یک دل شکسته
را التیام بخشد

او فقط یک اشکال دارد

فراموش می کند که او چه ارزشی دارد
+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/14ساعت 19:8  توسط افسانه  | 

مادر عزیزم
 
روزت مبارک
 
تا همیشه
 
دوووووستت دارم
 

 

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!

 

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو، دلواپسی!

 

روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !

 

روز مادر يعنی بهانه  بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد

 

روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن  او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود

 

روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن...

مادرای گل دوستووووون داریییییم 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/11ساعت 19:38  توسط افسانه  | 

از باغ می برند چراغانیت کنند

از باغ می برند چراغانیت کنند
تا کاج جشن های زمستانیت کنند

پوشانده اند صبح تو راابرهای تار
تنهابه این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف به این رها شدن ازچاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند

ای گل گمان نکن به شب جشن می روی
شایدبه خاک مرده ای ارزانیت کنند

یک نقطه بیش فرق رجیم و رحیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
شایدبهانه ایست که قربانی ات کنند.

                       فاضل نظری

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/11ساعت 19:33  توسط افسانه  | 

سلام

 دوستان خوب قدیمی ام می خواستم اینجا رو تعطیل کنم و در وبلاگ جدید عروس آسمان از زندگی مشترک بنویسم اما دلم برای همه شما تنگ میشه . اگه دوست دارید پیشتون بمونم و با هم بنویسیم و هم رو بخونیم واسم پیام بذارین از بس فراموشم  کردین دیگه حس نوشتن ندارم ولی اگه تشویق بشم باز می نویسم . به امید دیدار و دریافت پیامهاتون...به  وبلاگ عروس آسمان  هم سر بزنید

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/04ساعت 17:33  توسط افسانه  | 

این بهار نو ز بعد برگ ریز / هست برهان بر وجود رستخیز

سلام دوستان خوبم دلم برای همه تون تنگ شده و وقت اضافه ای که در مجردی و نیمه مجردی داشتم  دیگه ندارم توی این 3 ماهی که زندگی مشترک  رو شروع کردم فقط می دوم و باز هم وقت کم میارم. اینترنت Adsl هم از همون ابتدا راه افتاد اما دریغ از یه ذره وقت. از اداره که میام شمارش معکوس تا پایان روز به سرعت شروع میشه ولی به طور کلی زندگی شیرینه و تقریبا خیلی راحت تر از آنچه فکر می کردم.راستی مثل اینکه کدبانو هم بودم و خودم خبر نداشتم آز آشپزیم که به کرات تعریف شده و دسرهام وااااای !!!!

بر می گردم....

+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/21ساعت 17:12  توسط افسانه  | 

سلام به همه عزیزانم

من امروز اینترنت ADSL  ام وصل شد همین امروز پس سلام بر همه . دلم واسه همه تون تنگ شده فعلا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/12/18ساعت 20:26  توسط افسانه  | 

 

سلام عزیزان

من بالاخره به لطف حق بعد از نزدیک ۲ سال انتقالی قطعی م تموم شد و به نزد همسر می شتابم مدتها وقت نخواهم کرد نوشت و کامپیوتر رو می خوام جمع و ببرم و تا باز راش بندازم و ان شالله از خونه مشترک بنویسم کمی طول می کشه  از ۱/ ۱۱/۸۸  باید اونجا مشغول به کار شم اونم با پست مسئول واحد فضای سبز دعام کنید در کارم  موفق ودر رفتار با کارگران زحمت کش کوتاهی نکنم و زیاد جو اونجا بد نباشه .امشب دارم میرم مشهد به کارها و خرید ها برسم وسایل اینجا رو هم تقریبا جمع کردم.

راستی اداره هم خیلی تحویلم کرفتند ۲۰/۱۰/۸۸ مجلس تودیع گرفتن واسم و هدیه و لوح تفدیر و.... خلاصه بعضی دوستان خوبم هم اشک جمع شد تو چشمان نازنینشون که یادم میاد دلم میگیره و تنگ میشه واسشون . همشون رو دوست داشتم و دارم .

فعلا هم تا ۱/۱۱ به قول همسر عزیز بازنشسته ام تا به کارام برسم

خدا حافظ شهرداری اینجا  و سلام شهرداری اونجا

روزهای زندگی ام رو در وبلاگ جدیدی مینویسم

بعد آدرسشو مینویسم

شاید مدیریت اینجا رو هم به خدا جون بسپارم.

فعلا بای

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/22ساعت 19:19  توسط افسانه  | 

 

برای عاشورا می خواستم یک مطلب بنویسم و همسرم نیز . اما با تاخیر از دکتر شریعتی مینویسم

حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود. اما افسوس که به جای افکارش، زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند. (دکتر علی شریعتی)


روز خوبی بود . به امید خدا همه چیز درست شد.شادم و شاکر

خدا جونم شکرت و دوست دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/15ساعت 17:6  توسط افسانه  |