ســـخت تریــن سؤال جـــهانپس دقت كنيدکدام دانش آموز خسته و خواب آلود به نظر میرسد؟
کدامشان دوقلو می باشند؟
چند تا زن در عکس دیده میشود ؟
چند نفرشان خوشحال هستند؟
چند نفرشان ناراحت می باشند؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.
گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
موعدش نزدیک باشد (احزاب/63) ::.
گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک،
خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
تا خدا خودش حکم کند (یونس/109) ::.
کوچک است... یک اشاره کنی تمامه!
گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری،
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...
گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم
گفتم: اصلا بیخیال! توکلت علی الله
.:: خدا آنهایی را که توکل میکنند
.:: بعضی از مردم خدا را فقط به زبان
عبادت میکنند. اگه خیری به آنها برسد،
تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند.
دنیا و آخرت ضرر میکنند (حج/11) ::
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم ؛
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی
گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد
.:: مگر نمیدانید خداست که توبه را
از بندههایش قبول میکند؟! (توبه/۱۰۴) ::.














|
اهل دانشگاهم - سهراب سپهری
اهل دانشگاهم رشته ام علافیست جیبهایم خالیست پدری دارم حسرتش یک شب خواب! دوستانی همه از دم ناباب و خدایی که مرا کرده جواب اهل دانشگاهم قبله ام استاد است جانمازم نمره! خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست من نمیدانم که چرا میگویند مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید باید از مردم دانا ترسید! باید از قیمت دانش نالید! وبه آنها فهماند که من ایجا فهم را فهمیدم من به گور پدر علم و هنر خندیدم! |




هی افسانه.... دو سال گذشت
ای تماشایی ترین مخلوق در روی زمین ! آسمانی میشوم وقتی نگاهت می کنم!
سالگرد ازدواجمون مبارک عزیزم
و
دوستت دارم
وقتي دلم را به او هديه كردم، با خوشحالي پرسيد: سيخي چند؟! .......
*
هیچ چیزواقعا خراب نیست ...... حتی ساعتی که از کار افتاده در روز دو بار ساعت را درستنشون میده
*
من اگر آنقدر که به یاد تو هستم به یاد خدا بودم آن دنیا نیمی از بهشت به نام من بود !

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!
روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو، دلواپسی!
روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !
روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد
روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود
روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن...
مادرای گل دوستووووون داریییییم
از باغ می برند چراغانیت کنند
تا کاج جشن های زمستانیت کنند
پوشانده اند صبح تو راابرهای تار
تنهابه این بهانه که بارانی ات کنند
یوسف به این رها شدن ازچاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
ای گل گمان نکن به شب جشن می روی
شایدبه خاک مرده ای ارزانیت کنند
یک نقطه بیش فرق رجیم و رحیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
شایدبهانه ایست که قربانی ات کنند.
فاضل نظری
سلام
دوستان خوب قدیمی ام می خواستم اینجا رو تعطیل کنم و در وبلاگ جدید عروس آسمان از زندگی مشترک بنویسم اما دلم برای همه شما تنگ میشه . اگه دوست دارید پیشتون بمونم و با هم بنویسیم و هم رو بخونیم واسم پیام بذارین از بس فراموشم کردین دیگه حس نوشتن ندارم ولی اگه تشویق بشم باز می نویسم . به امید دیدار و دریافت پیامهاتون...به وبلاگ عروس آسمان هم سر بزنید![]()
این بهار نو ز بعد برگ ریز / هست برهان بر وجود رستخیز
سلام دوستان خوبم دلم برای همه تون تنگ شده و وقت اضافه ای که در مجردی و نیمه مجردی داشتم دیگه ندارم توی این 3 ماهی که زندگی مشترک رو شروع کردم فقط می دوم و باز هم وقت کم میارم. اینترنت Adsl هم از همون ابتدا راه افتاد اما دریغ از یه ذره وقت. از اداره که میام شمارش معکوس تا پایان روز به سرعت شروع میشه ولی به طور کلی زندگی شیرینه و تقریبا خیلی راحت تر از آنچه فکر می کردم.راستی مثل اینکه کدبانو هم بودم و خودم خبر نداشتم آز آشپزیم که به کرات تعریف شده و دسرهام وااااای !!!!
بر می گردم....
من امروز اینترنت ADSL ام وصل شد همین امروز پس سلام بر همه . دلم واسه همه تون تنگ شده فعلا
سلام عزیزان
من بالاخره به لطف حق بعد از نزدیک ۲ سال انتقالی قطعی م تموم شد و به نزد همسر می شتابم مدتها وقت نخواهم کرد نوشت و کامپیوتر رو می خوام جمع و ببرم و تا باز راش بندازم و ان شالله از خونه مشترک بنویسم کمی طول می کشه از ۱/ ۱۱/۸۸ باید اونجا مشغول به کار شم اونم با پست مسئول واحد فضای سبز دعام کنید در کارم موفق ودر رفتار با کارگران زحمت کش کوتاهی نکنم و زیاد جو اونجا بد نباشه .امشب دارم میرم مشهد به کارها و خرید ها برسم وسایل اینجا رو هم تقریبا جمع کردم.
راستی اداره هم خیلی تحویلم کرفتند ۲۰/۱۰/۸۸ مجلس تودیع گرفتن واسم و هدیه و لوح تفدیر و.... خلاصه بعضی دوستان خوبم هم اشک جمع شد تو چشمان نازنینشون که یادم میاد دلم میگیره و تنگ میشه واسشون . همشون رو دوست داشتم و دارم .
فعلا هم تا ۱/۱۱ به قول همسر عزیز بازنشسته ام تا به کارام برسم
خدا حافظ شهرداری اینجا و سلام شهرداری اونجا![]()
روزهای زندگی ام رو در وبلاگ جدیدی مینویسم
شاید مدیریت اینجا رو هم به خدا جون بسپارم.
فعلا بای
برای عاشورا می خواستم یک مطلب بنویسم و همسرم نیز . اما با تاخیر از دکتر شریعتی مینویسم
حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود. اما افسوس که به جای افکارش، زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند. (دکتر علی شریعتی)
روز خوبی بود . به امید خدا همه چیز درست شد.شادم و شاکر
خدا جونم شکرت و دوست دارم